تبليغاتX
خاطرات یک مولتی دانشجو

خاطرات یک مولتی دانشجو


محمدعلی مهدی نژاد به عنوان فرماندار نمونه کشوری انتخاب شد


 

ایران آنلاین نوشت: از بین فرمانداران 27 استان کشور بر اساس برسی های صورت گرفته و شاخصه های 8 گانه توسط این موسسه خبری، فرماندار سرایان از توابع استان خراسان جنوبی، فرماندار بانه از توابع استان کردستان و فرماندار مه ولات از توابع استان خراسان رضوی به عنوان فرماندار برتر و تلاش گر انتخاب شدند.
محمد علی مهدی نژاد فرماندار شهرستان سرایان، مسعود منصوری فرماندار شهرستان بانه و علی حاجی عرب فرماندار شهرستان مه ولات به زودی طی ویژه نامه های جداگانه در گفت و گوی اختصاصی با ایران آنلاین دلایل موفقیت خود را تشریح و به بیان ناگفته هایش می پردازند.

این فرمانداران با تمام وجود در حال خدمت به مردم و در تلاش برای رفع مشکلات می باشند.



نوشته شده در پنجشنبه 28 اردیبهشت1391ساعت 10:29 بعد از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|


من به خاک درب آن مکتب نمی سابم  زمین

کز  کلنگ  درس  این  استادها  آباد  شد

نوشته شده در یکشنبه 17 اردیبهشت1391ساعت 10:16 بعد از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|


سلام به خواجه شيراز

 

گفتم: سلام خواجه، گفتا: علیک جانم

گفتم: کجا روانى ؟ گفتا: خودم ندانم

 

گفتم: بگیر فالى، گفتا: نمانده حالى

دایم اسیر گشتم در بند بیخیالى

 

گفتم که: تازه تازه شعر و غزل چه دارى

گفتا که: می سرایم تکنو ،رپ و سواری!

 

گفتم: کجاست لیلى ، مشغول دلربایى ؟

گفتا: شده ستاره در فیلم سینمایى

 

گفتم: بگو ز خالش، آن خال آتش افروز

گفتا: عمل نموده، دیروز یا پریروز

 

گفتم: بگو زمویش، گفتا: که مِش نموده

گفتم: بگو ز یارش، گفتا: ولش نموده

 

گفتم: چرا، چگونه؟ عاقل شدست مجنون؟

گفتا: شدید گشته معتاد گرد و افیون

 

گفتم: کجاست جمشید؟ جام جهان نمایش؟

گفتا: خریده قسطى یک ال سی دی به جایش

 

گفتم: بگو ز ساقى حالا شده چه کاره

گفتا: شده پرستار یا منشى اداره

 

گفتم: بگو ز زاهد، آن رهنماى منزل

گفتا: که دست خود را بردار از سر دل

 

گفتم: ز ساربان گو با کاروان غمها

گفتا: آژانس دارد با تور دور دنیا

 

گفتم: بکن ز محمل یا از کجاوه یادى

گفتا: پژو ، دوو، بنز ،کمری نوک مدادى

 

گفتم که: قاصدت کو؟ آن باد صبح شرقى

گفتا که: جاى خود را داده به فکس برقى

 

گفتم: بیا ز هدهد جوییم راه چاره

گفتا: به جاى هدهد دیش است و ماهواره

 

گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد

گفتا: به پست داده ، آوُرد یا نیاوُرد ؟

 

گفتم: بگو ز مشکِ آهوى دشت زنگى

گفتا که: ادوکلن شد در شیشه هاى رنگى

 

گفتم: سراغ دارى میخانه اى حسابى

گفت: آن چه بود از دم ،گشته چلوکبابى

 

نوشته شده در جمعه 8 اردیبهشت1391ساعت 7:57 بعد از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|

 

لینک زیر مربوط به بنیاد کودک است. یک سازمان مردم نهاد که از تحصیل دانش آموزان و دانشجویان نیازمند حمایت میکند و شما میتوانید با پرداخت حداقل سی هزار تومان در ماه از یک دانش آموز حمایت کنید. اسامی افراد نیازمند در سایت وجود دارد. و در صورت قبول کفالت  هر شش ماه وضعیت تحصیلی دانش آموز یا دانشجو به اطلاع فرد کمک کننده می رسد.

http://www.childf.com

در معرفی بیناد آمده است

بنياد کودک که در ايران به نام موسسه خيريه رفاه کودک رسماً به ثبت رسيده بيش از 17 سال است که حمايت مالي و معنوي از دانش آموزان مستعد و نيازمند ايراني ، مبارزه اصولي با فقر و ناتواني را با گسترش دانايي و دانش اندوزي آغاز نموده است .

بنياد کودک ايران عميقاً اعتقاد دارد که ريشه کني فقر در کشور تنها با برقراري امکانات تحصيل و کسب دانش ممکن است و در راه نيل به اين هدف مقدس، دست تمامی ايرانيان ميهن دوست را می فشارد. شايان ذکر است که اين سازمان مردم نهاد در زمينه کمک به دانش آموزان نيازمند، مورد تائيد سازمان ملل قرار گرفته و موفق به دريافت مقام مشورتي ويژه از کميسيون اجتماعي و اقتصادي اين سازمان (ECOSOC ) گرديده و گواهي استاندارد جهاني موسسات غير دولتي را از موسسه بين المللي SGS سوئيس نيز اخذ نموده است.

 در زمینه نحوه کفالت آمده است

کفالت يا سرپرستی انفرادی

اگر چه در سراسر جهان، کودکان بيشماري از اثرات مخرب و ويرانگر فقر رنج مي برند اما ، ما به تنهايي قادر به گرفتن دست و نوازش جسم کوچک آنان و يا ايجاد رفاه برای هر کودک یا جوان نيازمند نيستيم؛ با اين همه ميتوانيم توجه خود را به آنها به عنوان انسانهاي با ارزش و آينده ساز جامعه ، به جد معطوف کنيم . از اين رو، شما نيز ميتوانيد به عنوان يک ايراني ميهن پرست و نوع دوست، برای کمک به تحقق اين امر ، کفالت و سرپرستي يک کودک نيازمند اما با استعداد ايراني را با پرداخت حد اقل ماهيانه 30000 تومان به عهده بگيريد و آينده تحصيلي و زندگی وی را با کمک و کرم خود به ياري برنامه ريزي و نظارت "بنياد کودک" رقم بزنيد.

هم اکنون ، صد در صد کمکهاي اهدائي تمامي کفيلاني که در اين اقدام خير مشارکت کرده اند مستقيما براي اجراي برنامه هاي حمايتي کودکان نيازمند به مصرف ميرسد. در صورت موافقت و پذيرش سرپرستي يک کودک نيازمند ، مدارک زير در اختيار شما قرار خواهد گرفت

1- عکس کودک به انضمام گزارشي از جزئيات تاريخچه و شرايط زندگي او و خانواده اش.
2- گزارش تحصيلي سالانه، شامل اطلاعات کامل مربوط به پيشرفت تحصيلي کودک، لوازم يا اجناس تهيه شده براي او و خانواده وی.
3- نامه و کارت تبريک ارسالي از سوي کودک براي کفيل خود.

همچنين امکان ملاقات کفيل با کودک در هر زمان، با هماهنگي قبلی، ميسر و فراهم خواهد بود.

 http://www.childf.com

تمامی خودپردازهای بانکهای ملی و کشاورزی گزینه" کمک به بنیادکودک" را دارند

با مساعدت بانک های کشاورزی و ملی ، در تمامی دستگاههای خودپرداز سراسر کشور گزینه "کمک به بنیاد کودک " در قسمت "کمک به موسسات خیریه" ، قرار داده شده است . به این ترتیب امکان دیگری برای اهداء کمک های شما عزیزان به دانش آموزان مستعد ِ نیازمند کشورمان فراهم شده است .

 

به یاری شما باور داریم

هیچ کودک با استعداد ِ نیازمندی در ایران

از تحصیل و تلاش باز نخواهد ماند

نوشته شده در پنجشنبه 7 اردیبهشت1391ساعت 9:59 بعد از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|

 

"کیهان نوشت:

مهدی کروبی سه شنبه گذشته به کاشان سفر کرده بود."

 

خبر کوتاه است و شاید مثل خیلی از  خبرها  مهم نباشد  اما بعضی وقت ها همین خبرهای کوتاه و به ظاهر بی اهمیت  پیام های مهمی دارد.

نوشته شده در دوشنبه 4 اردیبهشت1391ساعت 4:12 بعد از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|

 

"محمود احمدی نژاد پس از چند سال در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام شرکت کرد.

به گزارش فارس، آخرین باری که محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام شرکت کرد به ‌اوایل سال 1388 ‌برمی‌گردد. پس از آن بویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم،‌ محمود احمدی‌نژاد که به لحاظ جایگاه ریاست جمهوری یکی از اعضای حقوقی و ثابت مجمع تشخیص مصلحت نظام است در تمام جلسات این مجمع غایب بود."

 

صبر و سکوت

اگر قرار باشد فضای سیاسی فعلی ایران را در یک جمله خلاصه کرد باید گفت که "بازگشت هاشمی" و یا "بازگشت به هاشمی"

اگر قرار باشد فعالیت سیاسی آقای هاشمی را در دو سال گذشته در یک جمله خلاصه کرد باید گفت که " صبر و سکوت"

 

زگهواره تا گور ، صبر و سکوت  حلال مشکلات است

نوشته شده در شنبه 2 اردیبهشت1391ساعت 2:52 بعد از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|


خداوند استاد درهمی بزرگ را غریق رحمت کند و فرزند دوست داشتنی ایشان را(دکتر محمد درهمی)  موفق و پیروز بدارد

نوشته شده در پنجشنبه 31 فروردین1391ساعت 9:20 قبل از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|

خدایا

خدایا! مبلغان دینت، رابطه خوبی با فلاسفه ندارند، اما تو بندگان را در سختی قرار میدهی تا با تدبر در این سختیها، فیلسوف شوند

خدایا! مبلغان دینت، رابطه خوبی با عرفا ندارند، اما تو بندگان را در سختی قرار میدهی تا با تحمل این سختیها، عارف شوند

خدایا! تقدیرم را هر طور دوست داری بنویس، اما نگذار آنانیکه در حق من ظلم میکنند، فکر کنند که تقدیر من به قلم و امضاء آنان بستگی دارد

خدایا! تا آن زمان که انسانها به بلوغ فکری لازم برای درک درست از بیماریهای روانی نرسیدند، هیچ کدام از بندگانت را به بیماری روانی مبتلا نکن

خدایا! چرا اجازه دادی که انسانها، برای بندگانت که بیماری روانی دارند، لفظ "مجنون" و "دیوانه" به کار ببرند؟ انسان را چه سنخیتی با "جن" و "دیو"

خدایا! هر چند که از رگ گردن به بندگانت نزدیکتری، اما  داشتن بیماری لاعلاج و نداشتن پول برای علاج، خیلی سخت است

نوشته شده در جمعه 25 فروردین1391ساعت 2:0 بعد از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|


من دندانپزشکم، روزم مبارک ( به مناسبت 23 فروردین، روز دندانپزشک)

روزی که باز نشسته شوم ،شاید اسمم روی جلد هیچ کتابی نباشد.شاید زیر عکس هیچ اطلسی ننوشته باشند با تشکر از دکتر... .ولی چیزهای زیادی برای افتخار کردن خواهم داشت.اینکه هیچ کس روی صندلی  یونیت من تبدیل به یک شماره پرونده نشد.اینکه حتی برای اعصاب خردکن ترین بیمارها قبل ازینکه بگویم دهانت را بیشتر باز کن، اضافه کردم  "اگر برایتان مقدور است".اینکه برای پیرزن بی پول وپاره پوش همان شانی را باز کردم ،که برای بیمار" خوب پول بده".اینکه پشت سر بیمار معلول ذهنی ونابینا هم مثل بقیه بیمارانم چند قدم برای بدرقه رفتم.

چیزهای زیادی برای افسوس خوردن خواهم داشت. ولی هرگز افسوس نخواهم خورد از به یاد اوردن روزیکه  شرح حال گرفتن از رفتگر "فارسی ندان وبیسواد" طول کشید وحاج اقای از "خود راضی  برجساز" رنجیده خاطر ازمنتظر ماندن ،  بیعانه چند میلیونیش را پس گرفت....به نوه هایم خواهم گفت هیچکس نتوانست علم مرا بخرد.

فکرهای زیادی شبها نگذاشت به خواب بروم.فکر اینکه شاید بهتر بود برای فلان بیمار چند میلیمتر اینسوتر یا انسوتر کار میکردم.شاید بهتر بود به بهمان بیمار جور دیگری میگفتم بوی دهانش اذیتم میکند.ولی یکشب هم از فکر اینکه فلان بیمار کی بدهیش را میاورد بیدار نماندم.

وسواسهای زیادی فکر مرا ازردند.فکر اینکه ایا خط کاغذ  استریل پشت  وسیله ای که برای بیمارم باز کردم ، به اندازه کافی پر رنگ شده بود یا نه؟انقدر که فکر مزاحمی که در سرم میچرخید خسته شد ورهایم کرد : "نکند ان سردی چندش اوری که پشت پلکم احساس کردم قطره بازیگوشی از بزاق بیمار اچ-ای.وی بوده که راه خودش را از گوشه عینکم  باز کرده."

این شغل پشت مرا خواهد شکست .نه از خم شدنهای مدام همیشگی برای جانگذاشتن  ذره ای جرم پشت دورترین نقطه دندان .از بار مسئولیت.وقتی که  بیمارم میگوید به همت   بچه های کوچکترش که شادی لباس نو را با ابروی خواهردم بختشان عوض کرده اند توانسته قطعه ایمپلنت رابرای دخترش  بخرد.

نمیگویم که پول هم نگرفتم.ولی به ازای هر ریالش ساعتی از جوانیم را پشت میز کتابخانه ای یا در دهان بیماری جا گذاشتم.

نمی گویم که دلسرد نشدم .از دیدن سریالی یا کاریکاتوری.یا هر چیز دیگری که به یادم اورد در نظر بیشتر مردم ما کاسبهایی هستیم که به قیمت درد انها نان میخوریم. ولی همان  کلام پر محبت بیمار دهسال پیش که سیم تلفن از ان سر دنیا به گوشم رساند، کافی بود که مطمئن شوم چیزی غیر از پول هم بین من وبیمارها رد وبدل میشود.

این شغل مرا خواهد کشت.نه با فرو رفتن سوزن الوده وقتی که بیمار معتاد دهانش را بیهوا میبندد.از دیدن نگاهی که در چشم پدر مهربانیست انوقت که    از روی صندلی من بلند میشود ومیگوید "فرمایش شما متین .اگرزودتر  درستشان کنم بهتر است.ولی این ماه کارم زیاد است انشالا ماه بعد"وبعد رو به دخترش میگوید :".فعلا شما بیا وبنشین دخترم  "

 


برگرفته  از نوشته دکتر یلدا صادقی چاپ شده در نشریه  شماره سوم خبرنامه انجمن دندانپزشکان ایران

نوشته شده در پنجشنبه 24 فروردین1391ساعت 10:32 بعد از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|


نوشته شده در پنجشنبه 24 فروردین1391ساعت 6:44 بعد از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|

اثر ارزشمند استاد سالکی



ا

نوشته شده در پنجشنبه 24 فروردین1391ساعت 6:37 بعد از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|

اینطور تبلیغ میشود که آمریکا، طرفدار احزاب ملی- مذهبی در کشورهای خاورمیانه است اما تاریخ و منطق اینرا تایید نمیکند. دولتهای ملی- مذهبی میتوانند با پشتوانه نهادهای مذهبی(روحانیت و ...) و طرفداری از همه اقلیتها و مردم آن کشورها( به خاطر تمایلات ملی)، دولتهایی با محبوبیت و پشتوانه مردمی قوی بوده و به راحتی به خواسته های دولتهای آمریکا و .. تن ندهند. دولتهای ملی- مذهبی با تمایلات صلح طلبانه ای که دارند، محبوبیت زیادی در سایر ملتها و کشورها و به خصوص در میان نهادهای غیر دولتی صلح طلب هم دارند. بنابراین آمریکا و دولت یهودی اسرائیل مخالف چنین دولتهایی هستند. تاریخ هم نشان داده است که آمریکا از چنین دولتهایی در ایران حمایت نکرده است. آمریکا حتی حاضر به تحمل یک دولت ملی(دولت مصدق) در ایران نشد تا بخواهد یک دولت ملی- مذهبی را تحمل کند 

در سال گذشته عزت اله سحابی در زندان فوت کرد. در مراسم تشییع جنازه اش، دخترش (هاله سحابی) از دنیا رفت. آیا این اتفاق به اندازه کشته شدن ندا آقا سلطان بازتاب در میان سیاستمداران آمریکایی و خبرگزاریهای جهانی داشت؟ رئیس جمهور آمریکا چند بار از ندا آقا سلطان نام برد آیا در مورد هاله سحابی هم چنین کرد؟ رئیس جمهور آمریکا در ارتباط با "اکبر گنجی" بیانیه داد آیا در ارتباط با " عزت اله سحابی" هم بیانیه داد؟

در ترکیه، یک دولت اسلامگرا روی کار است که تقریبا مشابه احزاب ملی- مذهبی ایران است. اگر چه به ظاهر ، دولت آمریکا از این دولت حمایت میکند اما در واقع چنین نیست. به نظر میرسد که آمریکا و اسرائیل در حال پیاده کردن سناریویی برای حذف این دولت هستند. آنان دولت ترکیه را تشویق به گفتن سخنان تهدید آمیز درباره سوریه میکنند و کار به جایی رسیده که ترکیه صحبت از دخالت نظامی در ترکیه میکند!! عجیب است این سخنان. دولت بشار اسد از حکومت قذافی که بدتر نیست. چرا دولت ترکیه در مورد قذافی و حتی صدام اینطور صحبت نمیکرد. سوریه مورد حمایت ایران است. دخالت ترکیه در سوریه این امکان را فراهم میکند که ایران و ترکیه ناخواسته در یک جنگ خانمانسوز وارد شوند و این آن چیزی است که آمریکا و اسرائیل دنبال آن هستند. دولت ترکیه از الان بازی را باخته است. آنان در یک جریان باخت- باخت قرار دارند. دولتی که میتوانست الگوی کشورهای منطقه باشد، دارد عامل جنگ در منطقه میشود. شاید جنگ ایران و ترکیه در زمین سوریه، به آمریکا در پیاده کردن نقشه خود برای تشکیل کشورهای جدید (کردستان و ..) کمک کند.

نوشته شده در پنجشنبه 24 فروردین1391ساعت 6:32 بعد از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|

 

 

اعصاب چيست؟....

 چيزي است كه هيچكس ندارد

و همه توقع دارند تو داشته باشي

 

توقع چيست؟...

 چيزي است كه همه دارند

 و انتظار دارند تو نداشته باشي .

 

نوشته شده در سه شنبه 22 فروردین1391ساعت 9:36 بعد از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|


با مراجعه به دیکشنری زیر میتونید یک لغت جدید ببینید. 



http://www.urbandictionary.com/define.php?term=kordanize

Kordanize

 

Kordanize /‘kərdənaiz/ (v.) past tense: Kordanized / past participle: Kordanized
1 To get Ph.D without having B.Sc.
2 To deceive a nation by telling them a big lie
3 To become an important person (e.g. minister) by presenting fake certificate or documents.
4 to try to bribe someone in order to change his mind

kordan kordanification kordanophobia kordanism kordanic kordanicly

1 In this country Ph.D is just a piece of worthless paper.If i were you i would kordanize.
2 He must be sentenced to prison after he kordanized the whole country but as he was backed by the president he could scape the justice.
3 Kordanizing proves to be the best way of becoming a minister in an eastern country.
4 Although he tried to kordanize the Parliament members but finally they voted to sack the Minister for lying
about his fake degree from Oxford University.



kordanize

a word which DesoliDs created and put on urban dictionary and some illiterate people said that oxford dictionary has put this word on the net maybe not knowing that urban dictionary and oxford dictionaries are different.
I first heard that word in the university

Although Oxford University has denied Mr Kordan a doctoral certificate, the word "Kordan" has entered the Oxford dictionary:

- Kordanize /'k?rd?naiz/ (v.) past tense: Kordanized / past participle: Kordanized

نوشته شده در پنجشنبه 17 فروردین1391ساعت 2:51 بعد از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|

آی پرس: رئیس جمهور مجارستان به دنبال افشا شدن دزدی ادبی و کپی کردن رساله دکترایش و بالا گرفتن تظاهرات مردمی مجبور به استعفا شد.
به گزارش «سانفرانسیسکو کرونیکل»، «پال اشمیت»، رئیس جمهور 69 ساله مجارستان پس از بالا گرفتن انتقادها درباره مدرک تحصیلی اش روز دوشنبه از سمت خود استعفا کرد.
«
اشمیت» در جمع نمایندگان پارلمان گفت: «براساس قانون اساسی رئیس جمهور باید نماینده وحدت و یکپارچگی مردم باشد، اما متاسفانه من نماد انحراف شدم و احساس می کنم وظیفه دارم از پست خود کناره گیری کنم
گفتنی است، هفته گذشته دانشگاه بوداپست مدرک دکترای اشمیت را که در سال 1992 به وی اعطا کرده بود باطل اعلام کرد. این تصمیم پس از آن اتخاذ شد که مسئولین دانشگاه اعلام کردند بیشتر مطالب رساله 200 صفحه ای دکترای وی از دو نویسنده دیگر کپی شده است. وی که به شدت تحت حمایت حزب حاکم و محافظه کار این کشور قرار دارد، پیش از این تاکید کرده بود قصد استعفا ندارد، اما برگزاری تظاهرات گسترده مردمی و فشار احزاب مخالف به ناچار وی را مجبور به ترک صندلی قدرت کرد
!

نوشته شده در پنجشنبه 17 فروردین1391ساعت 2:39 بعد از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|

 

در سال تولید ملی، یواش یواش تولیدات ملی در حال رونمایی است!! و تبریز هم که شهر اولینها است!!

تابناک: به گزارش «کیهان» دکتر «اکبر تقی زاده» دانشیار گروه آموزشی علوم دامی دانشگاه تبریز گفت: با کمک ستاد فناوری نانوی ریاست جمهوری و با 200 میلیون ریال اعتبار، محققان دانشگاه تبریز موفق به تولید شیر غنی سازی شده با ترکیبات ضد سرطان «CLA» شدند.

وی هدف از این تحقیق را «افزایش میزان تولید ایزومرهای مختلف ضد سرطان CLA در شیر با استفاده از سطوح مختلف پنبه دانه در تغذیه گاوهای شیری هلشتاین دانست و اظهار داشت: CLA در جلوگیری از سرطان، پوکی استخوان و دیابت، نقش مهمی دارد و باید توجه داشت که امروز در ایران، سونامی سرطان به ویژه سرطان دستگاه گوارش یکی از عوامل اصلی افزایش مرگ و میر به شمار می رود.

دانشیار گروه آموزشی علوم دامی دانشگاه تبریز با اشاره به لزوم انجام تحقیقات پایه برای بررسی اثرات جیره های مورد استفاده در تغذیه گاوهای شیرده و تولید شیر غنی شده با ایزومرهای CLA گفت: لازم است مسئولان امر سلامت برای روشن شدن ابعاد موضوع و عرضه محصول شیر سالم، اهتمام بیشتری به امر پژوهش در این زمینه داشته باشند.

نوشته شده در پنجشنبه 17 فروردین1391ساعت 2:36 بعد از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|


امروز، دومین  سالگرد تولد این وبلاگ است. در این مدت 2 سال، تقریبا به ازاء هر روز، یک مطلب در وبلاگ گذاشتم. تجربه خوبی بود. از طریق این وبلاگ با افراد جدیدی آشنا شدم و سایتها و وبلاگهای جدید و مفیدی را پیدا کردم و مطالب خوبی یاد گرفتم. از همه دوستانی که به وبلاگ سر میزدند و نظر میدادند و من را دلگرم میکردم سپاسگزارم و نیز از افرادی که لینک وبلاگ من را در سایت و وبلاگ خود گذاشتند تشکر میکنم.

شش ماه بعد در چنین روزی امتحان بورد دارم. بهتر این است که بیشتر به درس بپردازم و وبلاگ را تعطیل کنم. اما کار سختی است. بنابراین احتمالا کمتر مطلب بگذارم و فقط هفته ای یکبار در آخر هفته ها، فرصت کنم که به وبلاگ سر بزنم.

زگهواره تا گور  در خطر  امتحانات درسی و آزمایشات الهی   هستیم

نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین1391ساعت 1:58 بعد از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|


حدود 8 سال قبل در عشق آباد، عده ای از دانشجویان و فرهیختگان منطقه، تصمیم گرفتند که فعالیتی در جهت راهنمایی و کمک به دانش آموزان (و دانشجویان) منطقه انجام دهند. در سالهای اول فعالیت آنان، جلسات مشاوره برای دانش آموزان دبیرستان برگزار میشد تا بتوانند بهتر برای کنکور آماده شوند و از رتبه های برتر کنکور در عشق آباد و طبس دعوت میشد تا تجربیاتشان را در اختیار دانش آموزان قرار دهند. به مرور، محوریت این جلسات به سمت دانشجویان و مسائل و مشکلات منطقه تبدیل شد و در نهایت هم در رقابت با آن، تشکل دیگری تشکیل شد و نتیجه این شد که الان هیچکدام فعالیت قابل توجهی ندارند.

به نظر میرسد که جای چنین تشکلی ،خالی است. ضمن تشکر از همه آنهایی که قبلا در این تشکل فعالیت کردند، فعالیت مجدد آن، میتواند دستآوردهای خوبی داشته باشد

نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین1391ساعت 1:57 بعد از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|


در کنار سایتها و خبرگزاریهایی که در سطح ملی فعالیت میکنند سایتهایی در سطح شهرستانها مشغول به کار هستند. سایت هودر در مدت نزدیک به دو سالی که از فعالیت آن میگذرد توانسته است به بزرگترین سایت اطلاع رسانی شهرستان طبس تبدیل شود که این موفقیت را به مسوولین و دست اندرکاران این سایت تبریک میگویم. سایت هودر در کنار درج اخبار مربوط به شهرستان طبس (در کمترین زمان) مطالب جالب و متنوعی درج میکند که به افزایش آگاهی و نیز ارتقاء فرهنگ جامعه کمک میکند.

با توجه به نقشی که سایت هودر و سایتهای مشابه در ارتقاء فرهنگ جامعه دارد لازم است که وزارت فرهنگ و ارشاد، از این سایتها حمایت کند. در شهرستانها،مردم  بهره کمی از بودجه های وزارت ارشاد دارند چراکه نه سالن تئاتری وجود دارد و نه سال سینمائی و نه روزنامه ای. شاید کمک و حمایت مادی و معنوی وزارت ارشاد از سایت هودر و سایتهای مشابه، قدری عدالت در توزیع بودجه های فرهنگی جامعه، ایجاد کند.

در زمان انتخابات مجلس، سایت هودر و سایتهای مشابه، نقش مهمی در اطلاع رسانی اخبار مربوط به انتخابات داشتند و یقینا، مقداری از حضور پرشور مردم در انتخابات، مرهون تلاشهای این سایتها میباشد.

نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین1391ساعت 1:57 بعد از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|

در شرایطی که حکومت مرکزی ایران متهم است که بیش از اندازه به زبان پارسی میپردازد و به زبانهای دیگر اقوام ایرانی بی توجه است (و حتی مخالف است) کلاس درس استاد شفیعی کدکنی به این صورت است. دانشگاه تهران حاضر نیست که کلاسهای درس این استاد ادبیات فارسی  در کلاسی بزرگتر برگزار شود


نامه ذیل مربوط به یک کودک افغانی است که از معلمش خواسته است که اجازه دهند همچنان در مدارس ایران درس بخواند. این در شرایطی هست که مثلا دانشگاههای ترکیه برای تحصیل ترک زبانان کشورهای همسایه در دانشگاههای ترکیه  تسهیلات قائل هستند

نوشته شده در شنبه 12 فروردین1391ساعت 10:7 بعد از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|

نوشته شده در شنبه 12 فروردین1391ساعت 9:55 بعد از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|


آقايان ايراني ..

بياييد پارسي وار *زنها* را پاس بداريد ..
اين بار اگر زن زيبارويي را ديديد ..
هوس را زنده به گور كنيد ..
و خدا را شكر كنيد براي خلق اين زيبايي ..
زير باران اگر دختري را سوار كرديد ..
جاي شماره به او امنيت بدهيد ..
او را به مقصد مورد نظرش برسانيد ..
نه به مقصد مورد نظرتان ..
هنگام ورود به هر مكاني ..
...
با لبخند بگوييد: اول شما ..
در تاكسي خودتان را به در بچسبانيد نه به او ..
بگذاريد زن ايراني وقتي مرد ايراني را در كوچه خلوت مي بيند ..
احساس امنيت كند نه ترس
..
بياييدفارغ از جنسيت .. كمي مرد باشيد

پ.ن: متن ذیل نظر یکی از خوانندگان محترم وبلاگ است که منطقی و جالب است

با تشکر از همه ی آقایون روشن فکر ایرانی، برای خلق این قطعه و اثر بسیار منطقی...
فقط ای کاش آخرش اضافه می کردید:
... می دونم همتون اینها رو خوب بلدید، پس بیایید به همه مواردی که اشاره شد، عمل کنید و نه اینکه عالمان بی عمل باشید...
و یا نه بهتر بود می نوشتید:
... بیایید در سال جدید، از این به بعد، فقط مرد باشید، اصلا لازم نیست مرد ایرانی باشید... چون در سلولهای مرد ایرانی ژن مربوط به شعار دادن، بیشتر از سایر ژن ها بیان میشه، و این اصلا خوب نیست،...
یکی از آرزوهای دیرینه ی من اینه که: خداوند اجازه بدهند، فقط یک روز جای خانم ها و آقایون عوض شه، قطعا از فردای اون روز، آقایون در بیرون از خونه، چشم هاشون رو می بندن، چون حالا متوجه شده اند که یک زن محجوب، بخاطر بینا بودن مردان کوچه و بازار، چه زجری رو تحمل میکنه...
بیایید فارغ از ملیت...کمی فقط مرد باشید!!!

نوشته شده در شنبه 12 فروردین1391ساعت 2:34 بعد از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|


جوزا سحر نهاد حمايل برابرم ساقی بيا که از مدد بخت کارساز جامی بده که باز به شادی روی شاه راهم مزن به وصف زلال خضر که من شاها اگر به عرش رسانم سرير فضل من جرعه نوش بزم تو بودم هزار سال ور باورت نمی‌کند از بنده اين حديث گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر منصور بن مظفر غازيست حرز من عهد الست من همه با عشق شاه بود گردون چو کرد نظم ثريا به نام شاه شاهين صفت چو طعمه چشيدم ز دست شاه ای شاه شيرگير چه کم گردد ار شود شعرم به يمن مدح تو صد ملک دل گشاد بر گلشنی اگر بگذشتم چو باد صبح بوی تو می‌شنيدم و بر ياد روی تو مستی به آب يک دو عنب وضع بنده نيست با سير اختر فلکم داوری بسيست شکر خدا که باز در اين اوج بارگاه نامم ز کارخانه عشاق محو باد شبل الاسد به صيد دلم حمله کرد و من ای عاشقان روی تو از ذره بيشتر بنما به من که منکر حسن رخ تو کيست بر من فتاد سايه خورشيد سلطنت مقصود از اين معامله بازارتيزی است                        يعنی غلام شاهم و سوگند می‌خورم کامی که خواستم ز خدا شد ميسرم پيرانه سر هوای جوانيست در سرم از جام شاه جرعه کش حوض کوثرم مملوک اين جنابم و مسکين اين درم کی ترک آبخورد کند طبع خوگرم از گفته کمال دليلی بياورم آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم و از اين خجسته نام بر اعدا مظفرم و از شاهراه عمر بدين عهد بگذرم من نظم در چرا نکنم از که کمترم کی باشد التفات به صيد کبوترم در سايه تو ملک فراغت ميسرم گويی که تيغ توست زبان سخنورم نی عشق سرو بود و نه شوق صنوبرم دادند ساقيان طرب يک دو ساغرم من سالخورده پير خرابات پرورم انصاف شاه باد در اين قصه ياورم طاووس عرش می‌شنود صيت شهپرم گر جز محبت تو بود شغل ديگرم گر لاغرم وگرنه شکار غضنفرم من کی رسم به وصل تو کز ذره کمترم تا ديده‌اش به گزلک غيرت برآورم و اکنون فراغت است ز خورشيد خاورم نی جلوه می‌فروشم و نی عشوه می‌خرم                       
تعبیر: بخت و اقبال با تو همراه است و روزگار روی خوش را به تو نشان می دهد. خداوند را سپاسگزار باش تا نعمات خود را از تو دریغ نکند. به عهد و پیمان خود پایبند و وفادار باش تا حق دوستی را به جای آورده باشی.

نوشته شده در شنبه 12 فروردین1391ساعت 2:30 بعد از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|


دوازدهم فروردین روز جمهوری اسلامی  مبارکباد

نوشته شده در شنبه 12 فروردین1391ساعت 0:12 قبل از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|

نوشته شده در سه شنبه 8 فروردین1391ساعت 11:3 قبل از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|

مادر بزرگ قصه هاي مجيد در 89 سالگي بر اثر بيماري و كهولت سن امروز در نجف آباد اصفهان درگذشت.

به گزارش واحد مرکزي خبر ،‌ پروين دخت يزدانيان، در نجف آباد به دنيا آمد و داراي مدرك تحصيلي ششم ابتدايي بود.

وي داراي 12 فرزند ، 25 نوه و 5 نتيجه است كه از ميان اين تعداد فرزند کيومرث و منوچهر پوراحمد کارگردان و نويسنده سينما و تلويزيون شناخته شده هستند.

حضور يزدانيان مقابل دوربين از سال 1370 با مجموعه «قصه هاي مجيد» آغاز شد و ايفاي نقشش در سينما از سال 1371 با «صبح روز بعد» و «شرم» که هر سه به کارگرداني پسرش بود ادامه يافت.
وي در فعاليت کوتاه مدت خود در سينما ، حضور در فيلمهاي «نان و شعر» (1372)، «خواهران غريب»(1374) و «شب يلدا»(1379) را به کارگرداني فرزندش کيومرث پوراحمد و ايفاي نقش در فيلم مهريه بي بي(1373) ساخته اصغر هاشمي تجربه کرد. 

پروین دخت یزدانیان علاوه بر قصه های مجید در سریال‌هایی چون خواهران غریب، شب یلدا و سریال سرنخ ایفای نقش داشته است.

کیومرث پوراحمد درباره زنده‌یاد پروین‌دخت یزدانیان و جایگاهی که او به خود اختصاص داده بود به خبرنگار مهر گفت: بی‌بی قصه‌های مجید در نوع خود یگانه بود. این را به این خاطر که زنده‌یاد پروین‌دخت یزدانیان مادرم بود نمی‌گویم بلکه به عقیده بسیاری از مردم و هنرمندان، ایشان توانست این جایگاه را به خود اختصاص دهد.

کارگردان مجموعه تلویزیونی "قصه‌های مجید" تأکید کرد: نقش‌آفرینی زنده‌یاد پروین‌دخت یزدانیان در مجموعه "قصه‌های مجید" به گونه‌ای بود که همه مردم ایران او را به عنوان مادربزرگ می‌شناختند و باور داشتند.

وی درباره علت درگذشت زنده‌یاد یزدانیان گفت: مادرم چند سالی در بستر بیماری بود و در چند سال اخیر هم زندگی ایشان به صورت نباتی بود و این شرایط جسمی در ماه‌های اخیر سخت‌تر شده بود.

پوراحمد تصریح کرد: شاید مادرم از شرایط سختی که داشت راحت شد ولی خانه را با رفتن خود سوت و کور کرد.


نوشته شده در یکشنبه 6 فروردین1391ساعت 4:43 بعد از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|


به تقلید از مجلات و روزنامه ها که در شماره آخر سال خود، برای تعطیلات نورز، پیشنهادات خود را مطرح میکنند، من هم چند پیشنهاد دارم:

موسیقی:

آلبوم سبوی تشنه

خواننده: سالار عقیلی

آهنگساز: آرش کامور (گروه سروشان)

سالار عقیلی در این آلبوم، به مانند کارهای قبلی خود، اشعار خوبی انتخاب کرده است. شعر اخوان که بی نظیر است. صدای سالار عقیلی هم بی نظیر است

 

فیلم:

آقا یوسف

کارگردان: علی رفیعی

این فیلم دومین ساخته علی رفیعی است. اگرچه ضعفهای زیادی در فیلمنامه وجود دارد اما فیلم تاثیرگذاری است. شاید بهتر بود که نام این فیلم را "پدر" میگذاشتند. تنها فیلم ایرانی است که توانسته است یک پدر ایرانی را به تصویر بکشد. بازی مهدی هاشمی هم بی نظیر است

 

سینما:

اسب حیوان نجیبی است

کارگردان: عبدالرضا کاهانی

اگر هنوز این فیلم روی پرده سینما است توصیه میکنم که حتما ببینید. یک نوع طنز چخوفی است. خوش ساخت است. همه اتفاقات فیلم در یک شب میافتد و همه هم بیرونی است

 سفر:

شهرستان طبس گلشن

طبس اگرچه که شهر کویری است اما در نوروز به دلیل داشتن باغهای زیبا به نوعی بهشت کویر است

کتاب:

1 - سیاحت شرق

نویسنده: آقا نجفی قوچانی

اگر میخواهید با حوزه های علمیه آشنا شوید خاطرات آقا نجفی قوچانی را بخوانید. ایشان ببون سانسور ، زندگینامهخود را نوشته است

2 – جهان هموگرافیک ذهن

مترجم: داریوش مهرجویی

اگر میخواهید با دنیا آشنا شوید و تفسیری نسبت به بعضی اتفاقات غیر معمول مانند معجزه و شفاعت داشته باشید، خواندن این کتاب را از دست ندهید

 

3 – ازدواج بدون شکست

نويسنده : دکتر ویلیام گلسر و کارلین گلسر

مترجم : سمیه خوش نیت نیکو - هدی برازنده

ناشر : فراانگیزش


اگر میخواهید دلیل خیلی از طلاقها را بدانید، توصیه میکنم که این کتاب را بخوانید و به دوستانتان هم هدیه بدهید

نوشته شده در پنجشنبه 3 فروردین1391ساعت 10:37 قبل از ظهر توسط محمودی(م.عروجی)|


آخرين مطالب
» فرماندار نمونه کشوری: محمدعلی مهدی نژاد
» بدون شرح
» سلام به خواجه شیراز
» بنیاد کودک
» سفر مهدی کروبی به کاشان
» احمدی‌نژاد پس از دوسال به مجمع‎تشخیص رفت
» سالگرد مرحوم استاد درهمی
» مناجات نامه (1)
» روز دندانپزشک
» جدائی نادر از سیمین


Design By : Pichak